سامان‌دهی و برنامه ریزی یادگیری

استراتژی‌های فراشناختی (قسمت اول)

استراتژی‌های فراشناختی در سطحی بالاتر از مکانیسم‌های شناختی عمل کرده و ناظر بر فرآیند یادگیری می‌باشند. این دسته استراتژی‌ها باعث هماهنگی و اثربخشی بیشتر فرآیندهای مختلف یادگیری می‌گردند. بدین ترتیب این بخش از استراتژی‌های زبان آموزی برای موفقیت زبان آموزان در مسیر یادگیری زبان خارجی نقشی اساسی ایفا  کرده و بکارگیری صحیح و آگاهانه آنها می‌تواند به میزان قابل توجهی بر راندمان یادگیری زبان‌آموز تأثیر بگذارد.

زبان آموزان بزرگسال به دلیل سطح خودآگاهی بالایی که دارند معمولا در مواجهه با چالش‌های یادگیری زبان خارجی و انواع مهارت‌ها و جنبه‌های مختلف دانش زبانی که باید بر آن فایق آیند دچار یأس و ناامیدی و معمولا استرس و احساس ناتوانی می‌شوند. در نتیجه تمرکز و راندمان یادگیری آنها به شدت کاهش می‌یابد. استراتژی‌های فراشناختی می‌توانند در این چالش کمک زیادی به زبان‌آموز نموده و فرآیند یادگیری را تحت کنترل او درآورند. زبان آموز موفق کسی است که با استفاده از استراتژی‌های فراشناختی برای یادگیری خود طرح و برنامه داشته، اهداف مشخصی را دنبال نموده و کلیه فعالیت‌های یادگیری خود را با توجه به امکانات و شرایط موجود از یک طرف و قابلیت‌های فردی خود از سوی دیگر به بهترین وجه ساماندهی و به اجرا درآورد. بنابراین برنامه‌ریزی و نظارت بر عملکرد  خود تا حصول نتایج مطلوب مکانیسمی فراشناختی است.
در این مطلب به استراتژی‌های مربوط به ساماندهی و برنامه‌ریزی یادگیری می‌پردازیم.

اولین استراتژی در این مبحث عبارت است از کسب آگاهی در مورد فرآیند یادگیری زبان خارجی. زبان‌آموز موفق کسی است که با استفاده از اطلاعات موجود در منابع مختلف مانند استاد، کتاب‌ها، مقالات و غیره در مورد جنبه‌های مختلف این فرآیند، عملکرد خود را در مسیر موفقیت هدایت می‌کند. درکلاس آموزش آیلتس زبان‌آموزان باید در مورد مشکلات یادگیری خود صحبت کنند و سوالات خود را از اساتید بپرسند تا با راهنمایی آنان و با آموزش و بکار بستن تکنیک‌های موثر بتوانند بر مشکلات خود غلبه کنند. صرف وقت کلاس برای صحبت در مورد جنبه‌های مختلف فرآیند بسیار مفید خواهد بود چون خودآگاهی زبان‌آموزان ارتقاء یافته و با مدیریت فرآیند می‌توانند گام‌های حساب شده‌تری در مسیر یادگیری زبان خارجی بردارند.

.

مطلب پیشنهادی: نحوه شمارش کلمات در آیلتس

استراتژی دوم این گروه سازماندهی و نظم دادن به فرآیند یادگیری است. به عبارت دقیق‌تر یادگیرنده باید به درک درستی از شرایط بهینه یادگیری رسیده و در عمل این شرایط را برای خود ایجاد ‌کند. این استراتژی در برگیرنده پارامترهای مهمی از قبیل ایجاد محیط فیزیکی مطلوب برای یادگیری، زمان‌بندی مناسب و واقع‌بینانه مطالعه درسی و انجام تمرین و نگهداری دفتر یادداشت مناسب و تکمیل آن بر اساس آموخته‌هاست. ایجاد محیط ساکت و آرام و به دور از عوامل مخل در تمرکز مانند صدا و غیره از اصول اولیه مطالعه می‌باشد.

همچنین دانشجویان خود و یا با مساعدت اساتید باید برنامه مطالعاتی هفتگی منظمی را که در آن زمان قابل توجهی به مطالعه و تمرین خارج از کلاس اختصاص داده شده است، تهیه و اجرا کنند. دنبال کردن برنامه مطالعاتی تا رسیدن به روتین مطالعاتی بسیار حائز اهمیت است. زبان‌ آموزی بدون صرف زمان کافی تمرین در خارج از کلاس موفقیت آمیز نخواهد بود زیرا برخلاف بعضی مقولات درسی، تسلط بر آیلتس صرفاً با آموزش در زمان‌های محدود کلاسی امکان پذیرنیست. برنامه مطالعه هفتگی در نوشته‌های قبلی توضیح داده شده است. و بالاخره دفترچه شخصی زبان‌آموز یکی از مهمترین ابزارهای کمک آموزشی به حساب می‌آید. متأسفانه بسیاری از زبان‌آموزان این ابزار را چندان جدی نگرفته و یادداشت‌های آنها پراکنده و صرفاً در حاشیه صفحات کتاب‌های درسی صورت می‌گیرد که البته چندان کارآیی ندارد. در اینجا وارد جزئیات ساختاربندی چنین دفتری نمی‌شویم. فقط تأکید بر این است که محتوای دفترچه چه در حوزه واژگانی یا ساختاری باشد، چه مربوط به مهارت‌های مختلف یا نکات مربوط به آزمون‌ها یا اشتباهات مکرر زبان‌آموزان و غیره همه و همه باید ساختارمند و اصولی نوشته، دسته بندی و مرتباً ویرایش گردد. دراینجا استفاده از دفاتر کلا سوری توصیه می‌شود چون اضافه کردن صفحات یا جابجایی و ویرایش آنها به آسانی صورت می‌گیرد. دفتر یادداشت زبان‌آموز باید پویا و پیوسته در حال تکمیل و بهبود باشد.

.

مطلب پیشنهادی: چگونه مهارت تندخوانی یا Skimming را تقویت کنیم؟

استراتژی سوم این بخش عبارت است از هدف‌گذاری صحیح برای فرآیند یادگیری زبان خارجی. اگر زبان‌آموز دقیقا نداند که به کجا می‌رود همانند مسافری که از مقصد خود مطلع نیست به بیراهه خواهد رفت. زبان‌آموز موفق اهداف یادگیری خود را مشخص و برای هرکدام ضرب‌الاجل واقع بینانه‌ای تعیین می‌کند. این اهداف باید با راهنمایی فردی متخصص مانند استاد به درستی تعریف و زمان و فعالیت‌های لازم برای رسیدن به هرکدام دقیقاً مشخص شود. در اینجا اهداف در دو سطح تعریف می‌شوند. گروه اول اهداف کلی‌تر یا دراز مدت زبان آموزی است که معمولا پس از اتمام یک دوره آموزشی و هفته‌ها و ماه‌ها و حتی سال‌ها آموزش و یادگیری تحقق می‌یابند. گروه دوم به اهداف کوتاه مدت اطلاق می‌شود که قابل تعریف برای ساعات و روزهای مشخص می‌باشد و در برگیرنده یادگیری یا تمرین یک مطلب یا نکته خاص آموزشی است. بعنوان مثال می‌توان به اهداف دراز مدتی مانند کسب نمره خاص در آزمون آیلتس در مهارت خواندن، تسلط به زبان انگلیسی در سفر، توانایی نوشتن ایمیل‌های کاری، نوشتن مقالات علمی به زبان انگلیسی و غیره اشاره کرد. از سوی دیگر اهداف کوتاه مدت به عنوان مثال شامل مواردی مانند یادگیری مجموعه واژگان مربوط به آب و هوا، یادگیری علائم آوانگار برای تلفظ صحیح کلمات هنگام مراجعه به فرهنگ لغات، نوشتن یک مورد تسک رایتینگ آیلتس به عنوان تمرین، تمرین پاسخگویی به بخش سوالات لیسنینگ آیلتس و غیره باشد. نکته مهم در همه این موارد این است که زبان آموز چه در ابتدای یک دوره آموزشی و چه در ابتدای انجام یک فعالیت آموزشی باید خود دقیقا بداند که با اتمام یک دوره یا یک فعالیت به چه اهداف دراز مدت یا کوتاه مدتی باید برسد. البته برای تعریف دقیق اهداف معمولا به راهنمایی و کمک استاد نیاز خواهید داشت. نکته مهم این است که زبان آموز موفق در راستای مدیریت و نظارت بر عملکرد و پیشرفت خود باید دقیقاً بداند که چه اهدافی را در مراحل مختلف یادگیری دنبال می‌کند و بر اساس نقشه راه مشخصی که برای خود ترسیم کرده با زمان‌بندی صحیح و واقع بینانه تمامی انرژی و تلاش خود را برای نیل به اهداف تعریف شده متمرکز نماید. در مطلب بعدی به سه مورد دیگر از استراتژی‌های مربوط به ساماندهی و برنامه‌ریزی یادگیری خواهیم پرداخت.

دکتر حسامی

دکتر حسامی

مدیر آموزش کالج آریام

استراتژی‌های فراشناختی؛ سامان‌دهی و برنامه‌ریزی یادگیری (قسمت اول)
به این نوشته امتیاز بدهید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *